عضلتلغتنامه دهخداعضلت . [ ع ُ ل َ ] (ع اِ) عضلة. بلا. سختی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به عُضْلة شود.
عزلتلغتنامه دهخداعزلت . [ ع ُ ل َ ] (ع اِمص ) عزلة. گوشه نشینی و خانه نشینی . (ناظم الاطباء). جدا شدن از زن و فرزند و گوشه نشینی برای عبادت . (غیاث اللغات ). کناره گرفتن از خلق
عزلتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگوشهنشینی؛ خانهنشینی؛ دوری و کنارهگیری از مردم. عزلت گزیدن: (مصدر لازم) گوشه گرفتن؛ گوشهنشینی اختیار کردن؛ ترک مراوده با مردم کردن.
شرجلغتنامه دهخداشرج . [ ش َ ] (ع اِ) آبراهه از زمین سنگلاخ به سوی زمین نرم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، اشراج . راه گذر آب در سنگلاخ . || گروه . یقال : اصبحوا فی هذا