عضدالدین ایجیلغتنامه دهخداعضدالدین ایجی . [ ع َ ض ُ دُدْ دی ن ِ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن احمد (مولانا...) دانشمند ایرانی قرن هشتم هجری . تولد او درقصبه ٔ ایج (فارس ) پایتخت قدیم ولایت شبان
عضدالدینلغتنامه دهخداعضدالدین . [ ع َ ض ُ دُدْ دی ] (ع اِ مرکب ) بازوی دین . یار و یاور دین . و آن را لقب بزرگان نهند.
عضدالدین سلجوقیلغتنامه دهخداعضدالدین سلجوقی . [ ع َ ض ُ دُدْ دی ن ِ س َ ] (اِخ ) الب ارسلان فرزند چغری بیک . رجوع به آلب ارسلان (محمدبن داود) شود.
قاضی عضدلغتنامه دهخداقاضی عضد. [ ع َ ض ُ ] (اِخ ) (عضدالدین ایجی ) عبدالرحمان بن احمدبن عبدالغفار. امام علامه ٔ محقق مدقق شیرازی شافعی . وی به سال 700 یا 701 هَ . ق . متولد و به سال
ایگلغتنامه دهخداایگ . (اِخ ) ایج (دارابگرد) مولد عضدالدین ایجی . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). ولایتی است از ولایات فارس . (برهان ). لغتی در ایج یا ایج معرب آنست که نام محلی است در
عبدالرحمانلغتنامه دهخداعبدالرحمان . [ ع َ دُرْ رَ ] (اِخ ) ابن احمدبن عبدالغفار الایجی معرف به عضدالدین ایجی عالم به اصول و معانی و عربیت و از اهل ایج فارس بود وی قضاوت یافت و شاگردان
ایجلغتنامه دهخداایج . (اِخ ) در اصل ایگ بود بعد از تصرف اعراب او را ایج گفتند. درقدیم شهری معتبر بود و چندین صد سال پای تخت ملوک شبان کاره بود. میانه ٔ مشرق و جنوب اصطهبانات به
شاه شجاعلغتنامه دهخداشاه شجاع . [ ش ُ ] (اِخ ) فرزند مبارزالدین محمدبن امیر مظفربن منصوربن پهلوان حاجی است .53 سال عمر کرد و 25 سال سلطنت نمود و در سال 786 هَ . ق . درگذشت . حافظ شی