عشیةلغتنامه دهخداعشیة. [ ع َ شی ی َ ] (ع اِ) آخر روز. (منتهی الارب ). شبانگاه . (زمخشری ) (دستور اللغة). شبانگاه ، از نماز شام تا نماز خفتن . (دهار). به معنی «عشی ّ» است ، چنانک
عشایالغتنامه دهخداعشایا. [ ع َ ] (ع اِ) ج ِ عَشیة. (اقرب الموارد) (دهار). رجوع به عشیة شود. || ج ِ عَشی ّ. (منتهی الارب ). رجوع به عشی شود.
عشویلغتنامه دهخداعشوی . [ ع َ ش َ وی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به عَشیّه . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به عشیة شود.
عشیشیاتلغتنامه دهخداعشیشیات . [ ع ُ ش َ شیا ] (ع اِ) ج ِ عُشَیشیة است که تصغیر عَشیّة باشد. (از اقرب الموارد). رجوع به عشیة شود.
اغیلغتنامه دهخدااغی . [ اَ ] (اِخ ) این کلمه در ابیات زیر از ابوزید لحیان بن جلبة محاربی از شعرای جاهلی آمده است :الا ان جیرانی العشیة رائح دعتهم دواع من هوی و منازح فساروا لغی