عزیالغتنامه دهخداعزیا. [ ] (اِخ ) (عزت یهوه ) پسر امصیا و جانشین او که در سن شانزده سالگی از سال 786 تا 734 ق .م . به تخت سلطنت جلوس نمود و 52 سال سلطنت کرد. وی ابتدا بر اعدای خ
اذیالغتنامه دهخدااذیا.[ ] (اِخ ) (مبدّل دیا یونانی یا تحریفی از زِئوس یونانی ) زاوش . مشتری : فقال له [ لجبّار صقلیة ] افلاطون مجیبا عن سوءاله اِن کنّا نَری ان ّ ارقلیس کان کالذ
اضیعلغتنامه دهخدااضیع. [ اَض ْ ی َ ] (ع ن تف )هیچکاره تر، یقال : هو اضیع من قمرالشتاء. (ناظم الاطباء). || ضایعکننده تر. (غیاث ) (آنندراج ).- امثال : اضیع من بیضةالبلد . اضیع من
صادوقلغتنامه دهخداصادوق . (اِخ ) پدرزن عزیا (دوم پادشاهان 15:33 ودوم تواریخ ایام 27:1). (قاموس کتاب مقدس ص 550).
زکریالغتنامه دهخدازکریا. [ زَ ک َ ری یا ] (اِخ ) مردی که در ایام عزیا در اراضی یهودا می زیست و ازاو شغل و خبری نداریم ، لکن همین قدر میدانیم که در رؤیاهای خدائی بصیر بود (دوم تو
اشدودلغتنامه دهخدااشدود. [ اَ ] (اِخ ) (قلعه ٔ...) یکی از شهرهای پنج گانه ٔ فلسطینیان بود که در قسمت یهودا واقع شده بود و این شهر که محل پرستش بتی «واگون » نام بود، بمسافت 3 میل
اشعیالغتنامه دهخدااشعیا. [ اَ ] (اِخ ) نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل معاصر کوروش هخامنش بود و ظاهراً کلمه ٔ مزبور بمعنی نجات خداوند است . این کلمه بصورتهای اشعیاه و اشعیاء و شع
عاموسلغتنامه دهخداعاموس . (اِخ ) (به عبری یار) نبی ، شخصی شبانی بود از ساکنان تقوع که بدرجه ٔ نبوت مفتخر گشته سومین انبیاء اصغر محسوب گردید. تقوع قصبه ای است در یهودا که تخمیناً