ازمانلغتنامه دهخداازمان . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ زَمَن . (منتهی الارب ). ج ِ زمان . (دهار). روزگارها. وقتها. (غیاث ). اوقات قلیل یا کثیر. (منتهی الارب ) : ذکر آن اریاح سرد زمهریراندر
ازمانلغتنامه دهخداازمان . [ اِ ] (ع مص ) مزمن شدن بیماری . || دیرینه شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). آمدن روزگار بر کسی . (منتهی الارب ). || انکار کردن . (تاج المصادر بیهقی
عثمانیلغتنامه دهخداعثمانی . [ ع ُنی ی ] (ص نسبی ، اِ) سکه ٔ معروف مروجه ٔ دولت عثمانیه . (آنندراج ). لیره ٔ عثمانی . رجوع به عثمانیان شود.
عثمانلغتنامه دهخداعثمان . [ ع ُ ] (اِخ ) ابن قطن . در عراق با حجاج بن یوسف بود و بفرماندهی برخی از لشکریان او رسید و آخرین بار فرمانده لشکری بود که به جنگ شبیب بن یزید رفت و به س
عزیملغتنامه دهخداعزیم .[ ع َ ] (ع مص ) آهنگ نمودن بر امر و دل نهادن . کوشش کردن . (از منتهی الارب ). عزم [ ع َ / ع ُ ] . معزم [ م َزَ / م َ زِ ] . عُزمان . عَزیمة. رجوع به عزم ش
عزملغتنامه دهخداعزم . [ ع َ ] (ع مص ) آهنگ نمودن بر کاری و دل نهادن وکوشش کردن . (از منتهی الارب ). دل به کاری نهادن . (دهار) (زمخشری ) (از تاج المصادر بیهقی ) (از المصادر زوزن
عزیمةلغتنامه دهخداعزیمة. [ ع َ م َ ] (ع مص ) آهنگ نمودن بر امر و دل نهادن و کوشش کردن . (از منتهی الارب ). دل بر کاری نهادن . (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن جرجانی ). عزم [