عزمدیکشنری عربی به فارسیشهامت , شجاعت , تصميم , دل وجرات , انقباض , کندن , چيدن , کشيدن , بصدا دراوردن , گلچين کردن , لخت کردن , ناگهان کشيدن
عظمدیکشنری عربی به فارسیاستخوان , استخوان بندي , گرفتن يا برداشتن , خواستن , درخواست کردن , تقاضاکردن
عظمدیکشنری عربی به فارسیشريف گردانيدن , شرافت دادن , بلندکردن , تجليل کردن , بزرگ شدن , درشت نشان دادن , اهميت دادن
عَزْمِفرهنگ واژگان قرآنتصميم جدي و عقد قلب است بر اينکه فعلي را انجام دهي ، و يا حکمي را تثبيت کني ، بطوري که ديگر در اعمال آن تصميم و تاثيرش هيچ سستي و وهن باقي نماند ، مگر آنکه به ک