عرفانلغتنامه دهخداعرفان . [ ع ِ ] (اِخ ) نام زنی سرودگوی که در این فن ید طولی داشت . (منتهی الارب ). یکی از مغنیه ها و آوازه خوانهای عصر عباسی ، و معاصر عریب المأمونیة بوده است
عرفانلغتنامه دهخداعرفان . [ ع ِ ] (ع مص ) شناختن و دانستن بعد از نادانی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شناختن . (زوزنی ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). شناختن . بازشناختن . معرفت .
رضاییلغتنامه دهخدارضایی . [ رِ ] (ص نسبی ) رضائی . هر چیز منسوب به رضا. (یادداشت مؤلف ). || (اِ) قسمی از شال کشمیری که در فصل زمستان بر سر اندازند. (ناظم الاطباء). پوششی معروف د
نجاتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ، رستگاری، رهایی، خلاصی، خلاص، فراغ، آزادی، استخلاص، حلالیت رهاسازی، استخراج وضع حمل، تحویل، زایمان تسلیم، وارستگی، رهاییازتعلقات دنیوی، مردا
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ )ابن محمد دینوری ، مکنی به ابوالعباس . از عرفای اوائل مائه ٔ چهارم هجریه است و معاصر است با مستکفی و المطیع ﷲ عباسی ، بکرامت و زهد در میان
ابوعثمانلغتنامه دهخداابوعثمان . [ اَ ع ُ ] (اِخ ) حیری رازی . سعد یا سعیدبن اسماعیل . فقیه صوفی بمائه ٔ سیم . اصل او از ری و منشاء و مقام وی به نیشابور در محله ٔ حیره بود و انتساب ا
گنستیسیسملغتنامه دهخداگنستیسیسم . [ گْن ُ / گ ِ ن ُ] (فرانسوی ، اِ) یا مذهب گنستیکی یا گنوسی . طریقه ٔ مذهبی مبنی بر ثنویت . این مذهب در قرن دوم م . در کشور روم توسعه یافت ، بلاشک قب