عرففرهنگ انتشارات معین(عُ رْ) [ ع . ] 1 - (اِ.) خوی ، عادت . 2 - آن چه که در بین مردم پسندیده و متداول است . 3 - (اِمص .) نیکویی ، بخشش .
عرفلغتنامه دهخداعرف . [ ع ُ رُ ] (ع اِ) ریگ توده ٔ بلند. و جای بلند. (منتهی الارب ). رمل ، و مکان مرتفع. (از اقرب الموارد). || فش اسب . (منتهی الارب ). موی گردن اسب . (از اقرب
عرفلغتنامه دهخداعرف .[ ع ُ رَ ] (ع اِ) ج ِ عُرفة. رجوع به عرفة شود. || ج ِ عُرف . (منتهی الارب ). رجوع به عرف شود.
عُرْفِفرهنگ واژگان قرآنآن سنن و سيرههاي جميل جاري در جامعه است که عقلاي جامعه آنها را ميشناسند ، به خلاف آن اعمال نادر و غير مرسومي که عقل اجتماعي انکارش ميکند ، که اينگونه اعمال عرف