عربشاهلغتنامه دهخداعربشاه . [ ع َ رَ ] (اِخ ) ابن محمد حسین . رجوع به این عربشاه و فهرست کتابخانه ٔ مدرسه ٔ سپهسالار ج 2 ص 583 شود.
عربشاهلغتنامه دهخداعربشاه . [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج ، شهرستان مراغه . ناحیه ای است کوهستانی 246 تن سکنه دارد. شغل اهالی زراعت است . صنایع دستی جاج
عربشاهلغتنامه دهخداعربشاه . [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان سیاه منصور شهرستان بیجار، کوهستانی . سکنه آن 85 تن . محصولات آنجا غلات ، لبنیات . صنایع دستی زنان قالیبافی است . (از فر
عربشاه خرگوشانلغتنامه دهخداعربشاه خرگوشان . [ ع َ رَ خ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر. ناحیه ای است کوهستانی 418 تن سکنه دارد. آب آن از دو رشته چشمه تأمین میش
عربشاه خانلغتنامه دهخداعربشاه خان . [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرمادوز، بخش کلیبر شهرستان اهر. ناحیه ای است کوهستانی .هوای آن معتدل مایل به گرمی است . با 501 تن سکنه . شغل اه
ابن عربشاهلغتنامه دهخداابن عربشاه . [ اِ ن ُ ع َ رَ ] (اِخ ) حسن بن احمدبن محمد الحنفی ، از مردم ایران ،فرزند ابن عربشاه معروف . او راست : کتاب ایضاح الظلم و بیان العدوان فی تاریخ الن
ابن عربشاهلغتنامه دهخداابن عربشاه . [ اِ ن ُ ع َ رَ ] (اِخ ) شهاب الدین ابوالعباس احمدبن محمدبن عبداﷲ الحنفی . اصلاً ایرانی و مولد او در سال 791 هَ.ق . به دمشق . هنگام هجوم تیمور به ش
عربشاه خرگوشانلغتنامه دهخداعربشاه خرگوشان . [ ع َ رَ خ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر. ناحیه ای است کوهستانی 418 تن سکنه دارد. آب آن از دو رشته چشمه تأمین میش
عربشاه خانلغتنامه دهخداعربشاه خان . [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرمادوز، بخش کلیبر شهرستان اهر. ناحیه ای است کوهستانی .هوای آن معتدل مایل به گرمی است . با 501 تن سکنه . شغل اه
ابن عربشاهلغتنامه دهخداابن عربشاه . [ اِ ن ُ ع َ رَ ] (اِخ ) حسن بن احمدبن محمد الحنفی ، از مردم ایران ،فرزند ابن عربشاه معروف . او راست : کتاب ایضاح الظلم و بیان العدوان فی تاریخ الن
ابن عربشاهلغتنامه دهخداابن عربشاه . [ اِ ن ُ ع َ رَ ] (اِخ ) شهاب الدین ابوالعباس احمدبن محمدبن عبداﷲ الحنفی . اصلاً ایرانی و مولد او در سال 791 هَ.ق . به دمشق . هنگام هجوم تیمور به ش