عدنانیلغتنامه دهخداعدنانی . [ ع َ نی ی ] (ص نسبی ) منسوب بعدنان .- باغ عدنانی ؛ در کوشک باغ عدنانی . (تاریخ بیهقی ).و از سرای عدنانی به باغ فرورود. (تاریخ بیهقی ).- سرای عدنانی
عدنانیةلغتنامه دهخداعدنانیة. [ ع َ نی ی َ ] (اِخ ) اراضی ... حجاز و نجدو اراضی مجاور آن از اواسط جزیرةالعرب و آنان را مضریه گویند و معدیه هم نامند. رجوع به قحطانیه شود.
عرب عدنانیلغتنامه دهخداعرب عدنانی . [ ع َ رَ ب ِ ع َ نی ی ] (اِخ ) عرب مستعربه . و رجوع به عربستان و عرب عاربه و عدنان شود.
باغ عدنانیلغتنامه دهخداباغ عدنانی . [ غ ِ ع َ ] (اِخ ) باغی بوده است به هرات و گویا منسوب است به ابی عامر عدنان بن محمدالضبی که در اواخر عهد سامانیان رئیس هرات بوده است . (از حاشیه ٔ
عدنانیةلغتنامه دهخداعدنانیة. [ ع َ نی ی َ ] (اِخ ) اراضی ... حجاز و نجدو اراضی مجاور آن از اواسط جزیرةالعرب و آنان را مضریه گویند و معدیه هم نامند. رجوع به قحطانیه شود.
عرب عدنانیلغتنامه دهخداعرب عدنانی . [ ع َ رَ ب ِ ع َ نی ی ] (اِخ ) عرب مستعربه . و رجوع به عربستان و عرب عاربه و عدنان شود.
باغ عدنانیلغتنامه دهخداباغ عدنانی . [ غ ِ ع َ ] (اِخ ) باغی بوده است به هرات و گویا منسوب است به ابی عامر عدنان بن محمدالضبی که در اواخر عهد سامانیان رئیس هرات بوده است . (از حاشیه ٔ
اسماعیلیةلغتنامه دهخدااسماعیلیة.[ اِ لی ی َ ] (اِخ ) یا عدنانیه . عرب ساکن حجاز و نجد و اراضی مجاور آن از اواسط جزیرةالعرب ، منسوب به اسماعیل بن ابراهیم الخلیل از زن خود مسماة به هاج