عَدَدَفرهنگ واژگان قرآنعدد - تعداد - شماره (در عبارت "کَمْ لَبِثْتُمْ فِي ﭐلْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ "يعني از لحاظ شماره و تعداد سالها چند سال در زمين بوديد)
عددلغتنامه دهخداعدد. [ ع َ دَ ] (ع اِ) شمار. || شمار گروه . || سالهای عمر کسی که بشمارند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || (مص ) شمار کردن . (منتهی الارب ). احصاء کل شی ٔ ع
هبنقةلغتنامه دهخداهبنقة. [ هََ ب َن ْ ن َ ق َ ] (اِخ ) یزیدبن ثروان القیسی ، ملقب به ذوالودعات . از بنی قیس بن ثعلبة، شاعر بود. وی در عرب ضرب المثل حمق و ساده لوحی است . و عبارت
اصملغتنامه دهخدااصم . [ اَ ص َم م ] (ع ص ، اِ) کر. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 65) (مؤیدالفضلا) (مهذب الاسماء). در لغت ضد سمیع است . (از معجم البلدان ). کر را گویند. (سمعانی ). ک
دوازدهلغتنامه دهخدادوازده .[ دَ دَه ْ ] (عدد، ص ، اِ) ده بعلاوه ٔ دو. اثناعشر . اثنتی عشرة. عدد بین یازده و سیزده . (یادداشت مؤلف ). ترجمه ٔ اثناعشر که عدد معروف است . (آنندراج )