عَدَدَفرهنگ واژگان قرآنعدد - تعداد - شماره (در عبارت "کَمْ لَبِثْتُمْ فِي ﭐلْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ "يعني از لحاظ شماره و تعداد سالها چند سال در زمين بوديد)
عددلغتنامه دهخداعدد. [ ع َ دَ ] (ع اِ) شمار. || شمار گروه . || سالهای عمر کسی که بشمارند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || (مص ) شمار کردن . (منتهی الارب ). احصاء کل شی ٔ ع
هیجدهلغتنامه دهخداهیجده . [ دَه ْ ] (عدد، ص ، اِ) هجده . هژده . هیژده . یکی از اعداد. ثمانیةعشر. عدد پس از هفده و پیش از نوزده .
صفرهنگ انتشارات معین(حر.) هفدهمین حرف از الفبای فارسی برابر عدد 90 در حساب ابجد. این حرف در لغات اصیل فارسی یافت نمی شود و خاص لغات مأخوذ از عربی یا زبان های دیگر و یا مبدل لغات فا
هفدهلغتنامه دهخداهفده . [ هَِ دَه ْ ] (عدد، ص ، اِ) هفت به علاوه ٔ ده . هفتده . سبعةعشر. (یادداشتهای مؤلف ).
هفدهملغتنامه دهخداهفدهم . [ هَِ دَ هَُ ] (عدد ترتیبی ، ص نسبی ) عدد پس از شانزدهم و پیش از هژدهم . شماره ٔ هفده از چیزی .