عجولفرهنگ مترادف و متضادبیتحمل، بیصبر، دستپاچه، شتابان، شتابزده، شتابناک، شتابنده، ناحمول، ناشکیبا ≠ صبور
اجوللغتنامه دهخدااجول . [ اَ وَ ] (اِخ ) پشته هائی است مقابل پشته ٔ سلمی و أجاء و در آن آبی است و گفته اند اجول وادی یا کوهی است در دیار غطفان . (معجم البلدان ).
اجوللغتنامه دهخدااجول . [ اَ وَ ] (ع ن تف ) جولان کننده تر.- امثال : اَجوَل ُ من قُطْرُب ؛ قالوا هو دویبة تجول اللیل کله و لاتنام . (مجمع الأمثال میدانی ).|| (ص ) تیزرو. بسیار
کومةدیکشنری عربی به فارسیعجول و بي پروا , متهور , گستاخ , بي حيا , بي شرم , توده , کپه , کومه , پشته , انبوه , گروه , جمعيت , توده کردن , پرکردن , پشته کردن
شتاب زدهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهعجول؛ تند؛ باشتاب؛ ویژگی کسی که باشتاب و عجله کاری انجام میدهد؛ شتابآلود؛ شتابخورده؛ شتابکار.