اجبلغتنامه دهخدااجب . [ اَ ج َب ب ] (ع ص ) مجبوب . || بریده کوهان . (زوزنی ) (تاج المصادر): بعیرٌ اجب ّ؛ شتر کوهان بریده . (منتهی الارب ). || شتری که کوزپشت نباشد. || (اِ) فرج
عَجَبٌفرهنگ واژگان قرآنعجيب (عجب و تعجب به معناي اين است که امري که سببش براي انسان معلوم نيست بر نفس آدمي هجوم آورد و انسان ناگهاني با آن روبرو شود)