عجازةلغتنامه دهخداعجازة. [ ع ِ زَ ] (ع اِ) بالشچه که زنان بر سرین بندند تا فربه نماید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || انگشت پنجم مرغ . (منتهی الارب ). دائرة الطائر التی یضرب ب
عجازةلغتنامه دهخداعجازة. [ ع ِ زَ ] (ع اِ) بالشچه که زنان بر سرین بندند تا فربه نماید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || انگشت پنجم مرغ . (منتهی الارب ). دائرة الطائر التی یضرب ب
اعجازةلغتنامه دهخدااعجازة. [ اِ زَ ] (ع اِ) بالشچه ای که زنان بر سرین بندند تا بزرگ نماید. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). عِجازة. بالشچه ای که زنان بر سرین بندند تا کلان نماید. (یا
اضخومةلغتنامه دهخدااضخومة. [ اُ م َ ] (ع اِ) بالشچه ٔ سرین که زنان بندند تا کلان نماید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بالشچه ای که زنان بر سرین بندند تا کلان نماید. (ناظم الاطباء). ع
بالشچهلغتنامه دهخدابالشچه . [ ل ِ چ َ/ چ ِ ] (اِ مصغر) بالش خرد. (آنندراج ). مصغر بالش . بالش کوچک . (ناظم الاطباء). رفرف . (منتهی الارب ). || چیزی که زنان بر سرین بندند تا کلان ن