عثمیلغتنامه دهخداعثمی . [ ع َ می ی ] (اِخ ) ابوالحسن مفضل بن عمیربن عثم بن منتجعبن عمیربن منتجعبن صخربن هندبن ریاح بن عبیدبن عوف بن حرام العثمی . مروزی است . از شاذان بن فیاض و
عثمیلغتنامه دهخداعثمی . [ ع ُ می ی ] (اِخ ) عبدالعزیزبن بدربن زیدبن معاویةبن حسام بن اسعدبن ودیعةبن مبذول بن عدی بن عثم بن الربیعة العثمی منسوب به عثم بن ربیعةبن رشدبن قیس بن جه
عسمیلغتنامه دهخداعسمی . [ ع َ می ی ] (ع ص نسبی ) نیکوکننده ٔ امور خود. (منتهی الارب ). مصلح امور خویش را. (از اقرب الموارد). || کج و خراب کننده امور خود را. از لغات اضداد است .
عصمیلغتنامه دهخداعصمی . [ ع ُ ](اِخ ) محمدبن عباس بن احمدبن محمدبن عصم بن بلال عصمی هروی . از رؤسا و دانشمندان و محدثان بود. بسال 294 هَ .ق . متولد شد و در نهم صفر سال 378 هَ .