عتتلغتنامه دهخداعتت . [ ع َ ت َ ] (ع اِمص ) درشتی در سخن . (منتهی الارب ). غلظت در گفتار و جز آن . (اقرب الموارد).
اططلغتنامه دهخدااطط. [ اُطْ طَ ](ع ص ، اِ) ج ِ آطّ. (ناظم الاطباء) (متن اللغة). || ج ِ اَطّاط. (متن اللغة). رجوع به اطاط شود.
اططلغتنامه دهخدااطط. [ اَ طَ ] (اِخ )نام موضعی میان کوفه و بصره پشت مدینه ٔ آزر. (منتهی الارب ). موضعی میان کوفه و بصره پس مدینه ٔ آزر. (ناظم الاطباء). اطط و اطد، شهری است بین
عططلغتنامه دهخداعطط. [ ع ُ طُ ] (ع اِ) چادرهای شکافته و مقطوع . (منتهی الارب ). چادرهای گشاده و مقطوع و ملحفه های مقطع. (ناظم الاطباء). ملحفه هایی که از طول یا از عرض بریده باش
درشتیلغتنامه دهخدادرشتی . [ دُ رُ ] (حامص ) سختی . (غیاث ) (آنندراج ). شدت . شَرز. شَرص . شَزَن . شُزُنة. شُزونة. قُرْقَفة. قَعْضَبة. (منتهی الارب ). || صلابت . (یادداشت مرحوم ده
ترصیع مع التجنیسلغتنامه دهخداترصیع مع التجنیس . [ ت َ ع ِ م َ عَت ْ ت َ ] (ع اِ مرکب ) آن است که کلام مرصع و متجانس باشد، مثال از سعید اشرف :عالم از من شد تو تا از من شدی عالم از من شد تو ت