عتائقلغتنامه دهخداعتائق . [ ع َ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عتیقه . (آنندراج ) (منتهی الارب ). رجوع به عتیقه شود.
ابن عتائقیلغتنامه دهخداابن عتائقی . [ اِ ن ُ ع َ ءِ ] (اِخ ) کمال الدین عبدالرحمن بن محمدبن ابراهیم . فقیه و محدث و ادیب شیعی بمائه ٔ هشتم هجری . وفات او پس از سال 786 هَ .ق . او راست
عَتِيقِفرهنگ واژگان قرآنقديمي (منظور از بيت عتيق کعبه است که به خاطر قديمي بودنش به اين نام ناميده شده ، چون اولين خانهاي که براي عبادت خدا در زمين ساخته شد ، همين کعبه بوده همچنانکه ق
عائقلغتنامه دهخداعائق . [ ءِ ] (ع ص ) بازدارنده از هر چیزی . || آنکه مردم را از امور بازدارد و بر تأخیر برانگیزد و تأخیر نماید. ج ، عُوَّق . (منتهی الارب ). || اصطلاح فیزیکی ،
عتائدیلغتنامه دهخداعتائدی . [ ع َ ءِ ] (اِخ ) از عرفاء قرن سوم هجری و استاد عبداﷲبن خفیف است . (از نامه ٔ دانشوران ج 4 ص 83).
عتاقلغتنامه دهخداعتاق . [ ع ِ ] (ع ص ، اِ) عتاق الطیر؛ مرغان شکاری . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). عتاق الخیل ؛ اسبان برگزیده و گرامی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
ابن عتائقیلغتنامه دهخداابن عتائقی . [ اِ ن ُ ع َ ءِ ] (اِخ ) کمال الدین عبدالرحمن بن محمدبن ابراهیم . فقیه و محدث و ادیب شیعی بمائه ٔ هشتم هجری . وفات او پس از سال 786 هَ .ق . او راست
عبدالرحمانلغتنامه دهخداعبدالرحمان . [ ع َدُرْ رَ ] (اِخ ) ابن محمدبن ابراهیم العتائقی . از علماء حله بود و فلسفه و تاریخ نیز آموخت . به بلاد فارس و غیره مسافرت کرد، مدت زیادی به اصفها
عَتِيقِفرهنگ واژگان قرآنقديمي (منظور از بيت عتيق کعبه است که به خاطر قديمي بودنش به اين نام ناميده شده ، چون اولين خانهاي که براي عبادت خدا در زمين ساخته شد ، همين کعبه بوده همچنانکه ق
عائقلغتنامه دهخداعائق . [ ءِ ] (ع ص ) بازدارنده از هر چیزی . || آنکه مردم را از امور بازدارد و بر تأخیر برانگیزد و تأخیر نماید. ج ، عُوَّق . (منتهی الارب ). || اصطلاح فیزیکی ،