عبدوسلغتنامه دهخداعبدوس . [ ع َ ] (اِخ ) ابن زید. طبیب بود و در بغداد شهرت یافت و المعتضدباﷲ العباسی را معالجه کرد. او راست : کتاب التذکرة فی الطب . وی در حدود سال 300 هَ . ق . د
عبدوسیلغتنامه دهخداعبدوسی . [ ع َ سی ی ] (اِخ ) عبداﷲبن العباس بن ابی یحیی بن ابی منصوربن عبداﷲبن عبدوس سرخسی معروف به قاضی عبدوسی و مکنی به ابوالقاسم . وی مردی فقیه ، متفنن ، فاض
ابن عبدوسلغتنامه دهخداابن عبدوس . [ اِ ن ُ ع َ ] (اِخ ) علی بن محمدبن عبدوس کوفی نحوی . او راست : کتاب میزان الشعر بالعروض . کتاب البرهان فی علل النحو. کتاب معانی الشعر. (ابن الندیم
عَبُوساًفرهنگ واژگان قرآنچهره در هم رفته - اخمو(استفاده از آن به عنوان صفت يک روز در عبارت "يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً "استعاره است از اينکه آن روز براي مجرمان در نهايت سختي است)
عبدوسیلغتنامه دهخداعبدوسی . [ ع َ سی ی ] (اِخ ) عبداﷲبن العباس بن ابی یحیی بن ابی منصوربن عبداﷲبن عبدوس سرخسی معروف به قاضی عبدوسی و مکنی به ابوالقاسم . وی مردی فقیه ، متفنن ، فاض
ابن عبدوسلغتنامه دهخداابن عبدوس . [ اِ ن ُ ع َ ] (اِخ ) علی بن محمدبن عبدوس کوفی نحوی . او راست : کتاب میزان الشعر بالعروض . کتاب البرهان فی علل النحو. کتاب معانی الشعر. (ابن الندیم
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدوس بن علی . راوی بود و بسمرقند سکونت داشت . وی از ابونعیم عبدالملک بن محمد روایت کرد. و بسال 337 هَ . ق . درگذشت . (از تاریخ جرجان اب
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن عبدوس . راوی بود و از ابوبکر اسماعیلی روایت کرد و در ماه ذیقعده ٔ 423 هَ . ق . درگذشت . (از تاریخ جرجان تألیف ابوالقاسم س