عبدالکریملغتنامه دهخداعبدالکریم . [ ع َ دُل ْ ک َ ] (اِخ ) ابن فضل المطیع ﷲبن المقتدرالعباسی معروف به الطائعﷲ. رجوع به الطائع ﷲ شود.
عبدالکریملغتنامه دهخداعبدالکریم . [ ع َ دُل ْ ک َ ] (اِخ ) ابن مالک الخزرجی ، مکنی به ابوسعید. رجوع به ابوسعید عبدالکریم بن مالک شود.
عبدالکریملغتنامه دهخداعبدالکریم . [ ع َ دُل ْ ک َ ] (اِخ ) ابن محمد الهارونی دیباجی ، مکنی به ابونصر. رجوع به ابونصر عبدالکریم شود.
عبدالکریملغتنامه دهخداعبدالکریم . [ ع َ دُل ْ ک َ ] (اِخ ) ابن عطایابن عبدالکریم القرشی الزهری الاسکندرانی . وی در قرافه ٔ کبرای مصر سکونت جست . از تألیفات اوست : شرح ابیات الجمل .
عبدالکریملغتنامه دهخداعبدالکریم . [ ع َ دُل ْ ک َ ] (اِخ ) ابن احمدبن عبدالرحمان بن عیسی النائب الاوسی الانصاری . فقیه و ادیب بود. او را شعری نکو است . وی از مردم طرابلس عرب است و به
عبدالکریم جیلیلغتنامه دهخداعبدالکریم جیلی . [ ع َ دُل ْ ک َ م ِ ] (اِخ ) ابن ابراهیم ، سبط عبدالقادر الجیلانی از علماء متصوف است . از تألیفات اوست : الانسان الکامل فی معرفة الاواخر و الا
عبدالکریمیلغتنامه دهخداعبدالکریمی . [ ع َ دُل ْ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کربال بخش زرقان شهرستان شیراز. واقع در 19هزارگزی خاور زرقان و کنار راه فرعی بند امیر به سلطان آباد. ناحی
حصار عبدالکریملغتنامه دهخداحصار عبدالکریم . [ ح ِ ع َ دُل ْ ک َ ] (اِخ ) دهی است جزو بخش ابهر شهرستان زنجان . واقع در 24هزارگزی شمال ابهر و 15هزارگزی راه شوسه ٔ زنجان به قزوین . ناحیه ای
قصر عبدالکریملغتنامه دهخداقصر عبدالکریم . [ ق َ رِ ع َ دُل ْ ک َ ] (اِخ ) شهری است در ساحل دریای مغرب نزدیک سبتة مقابل جزیرةالخضراء اندلس ، و گروهی بدان منسوبند. (معجم البلدان ).
ابن عبدالکریملغتنامه دهخداابن عبدالکریم . [ اِ ن ُ ع َ دِل ْک َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن عبدالکریم بن ابی سهل ، مکنی به ابوالعباس . از قدمای کُتّاب و افاضل آنان و در صناعة خراج بر همه ٔ هم
عبدالکریم جیلیلغتنامه دهخداعبدالکریم جیلی . [ ع َ دُل ْ ک َ م ِ ] (اِخ ) ابن ابراهیم ، سبط عبدالقادر الجیلانی از علماء متصوف است . از تألیفات اوست : الانسان الکامل فی معرفة الاواخر و الا
عبدالکریمیلغتنامه دهخداعبدالکریمی . [ ع َ دُل ْ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کربال بخش زرقان شهرستان شیراز. واقع در 19هزارگزی خاور زرقان و کنار راه فرعی بند امیر به سلطان آباد. ناحی
حصار عبدالکریملغتنامه دهخداحصار عبدالکریم . [ ح ِ ع َ دُل ْ ک َ ] (اِخ ) دهی است جزو بخش ابهر شهرستان زنجان . واقع در 24هزارگزی شمال ابهر و 15هزارگزی راه شوسه ٔ زنجان به قزوین . ناحیه ای
قصر عبدالکریملغتنامه دهخداقصر عبدالکریم . [ ق َ رِ ع َ دُل ْ ک َ ] (اِخ ) شهری است در ساحل دریای مغرب نزدیک سبتة مقابل جزیرةالخضراء اندلس ، و گروهی بدان منسوبند. (معجم البلدان ).
ابن عبدالکریملغتنامه دهخداابن عبدالکریم . [ اِ ن ُ ع َ دِل ْک َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن عبدالکریم بن ابی سهل ، مکنی به ابوالعباس . از قدمای کُتّاب و افاضل آنان و در صناعة خراج بر همه ٔ هم