عبدالوهابلغتنامه دهخداعبدالوهاب . [ ع َ دُل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) ابن محمدبن اسحاق بن مندة العبدی ، مکنی به ابوعمرو معروف به ابن منده . از حفاظ حدیث بود. به سال 474 هَ . ق . به اصفهان
عبدالوهابلغتنامه دهخداعبدالوهاب . [ ع َ دُل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) ابن ابراهیم الامام . از بنی عباس است . به سال 140 هَ . ق . عم وی منصور او را با هفتاد هزار تن به مکه فرستاد و حسن بن ق
عبدالوهابلغتنامه دهخداعبدالوهاب . [ ع َ دُل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن عبدالوهاب الخزرجی الزنجانی . از علمای عربیت است . او راست : تصریف العزی در صرف . الهادی در نحو. معیار ا
عبدالوهابلغتنامه دهخداعبدالوهاب . [ ع َ دُل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) ابن احمدبن سحنون معروف به ابی سحنون . طبیبی است و او را ادب و شعری است . وی خطیب یثرب و طبیب بیمارستان جبل بود. به سال
عبدالوهابلغتنامه دهخداعبدالوهاب . [ ع َ دُل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) ابن احمدبن علی الحنفی الشعرانی ، مکنی به ابومحمد. از علماء متصوف است . به سال 899 هَ . ق . در قلقشنده ٔ مصر متولد شد و
قاضی عبدالوهابلغتنامه دهخداقاضی عبدالوهاب . [ ع َ دُل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) ابن علی بن نصر بغدادی ، مکنی به ابومحمد. از دانشمندان بزرگ مالکی است . رجوع به حسن المحاضرة فی اخبار مصر و القاهر
اخت فضیل بن عبدالوهابلغتنامه دهخدااخت فضیل بن عبدالوهاب . [ اُ ت ُ ف ُ ض َ ل ِ ن ِ ع َ دِل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) خواهر فضیل . شیخ جمال الدین ابوالفرج عبدالرحمان بن علی جوزی او را در زمره ٔ برگزیدگ
عبداﷲآباد اجاقلغتنامه دهخداعبداﷲآباد اجاق . [ ع َ دُل ْ لا دِ اُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران . واقع در 18هزارگزی جنوب ری و 5هزارگزی خاور راه قم به تهران . ناحیه ای
عبداﷲآباد خانملغتنامه دهخداعبداﷲآباد خانم . [ ع َ دُل ْ لا ن ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان عزیزآباد بخش فهرج شهرستان بم . واقع در20هزارگزی باختر فهرج و 2هزارگزی شوسه ٔ زاهدان بم . 25
عبداﷲآباد فرمانفرمالغتنامه دهخداعبداﷲآباد فرمانفرما. [ ع َ دُل ْ لا دِ ف َ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران . واقعدر 8هزارگزی شمال باختر ری و 2هزارگزی راه شوسه ٔ رباط کر
قاضی عبدالوهابلغتنامه دهخداقاضی عبدالوهاب . [ ع َ دُل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) ابن علی بن نصر بغدادی ، مکنی به ابومحمد. از دانشمندان بزرگ مالکی است . رجوع به حسن المحاضرة فی اخبار مصر و القاهر
اخت فضیل بن عبدالوهابلغتنامه دهخدااخت فضیل بن عبدالوهاب . [ اُ ت ُ ف ُ ض َ ل ِ ن ِ ع َ دِل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) خواهر فضیل . شیخ جمال الدین ابوالفرج عبدالرحمان بن علی جوزی او را در زمره ٔ برگزیدگ
وهابیفرهنگ انتشارات معین( ~.) (اِ.) پیروان شیخ عبدالوهّاب ، فرقه ای مذهبی که احکام قرآن را بنابر استنباط خود اجرا می کنند، بسیاری از شعائر مسلمانان را بدعت و ضلالت می دانند و نیز ساختن
احمدلغتنامه دهخدااحمد.[ اَ م َ ] (اِخ ) ابن ابی بکربن عبدالوهاب قزوینی . ملقب به بدیعالدین . وی به سال 625 هَ . ق . در سیواس میزیسته . او راست : جامع الحریز لعلوم کتاب اﷲ العزیز