عبدالسلاملغتنامه دهخداعبدالسلام . [ ع َ دُس ْ س َ ] (اِخ ) ابن عبدالوهاب بن عبدالقادر الجیلی . والی و از علماء بغداد بود. او را متهم به مذهب فلاسفه کردند و کتابهای او را بسوختند. وی
عبدالسلاملغتنامه دهخداعبدالسلام . [ ع َ دُس ْ س َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم القانی المصری وی شیخ مالکیان بقاهره بود. از تألیفات اوست : شرح المنظومة الجزائریة فی العقاید. ثلاثة شروح علی ا
عبدالسلاملغتنامه دهخداعبدالسلام . [ ع َ دُس ْ س َ ] (اِخ ) ابن احمدبن غانم المقدسی عزالدین . رجوع به غانم عزالدین عبداﷲ در این لغت نامه و الاعلام زرکلی شود.
عبدالسلاملغتنامه دهخداعبدالسلام . [ ع َ دُس ْ س َ ] (اِخ ) ابن الحسین معروف به ابوطالب مأمونی . شاعر و عالم به ادب بود. نسبت وی به مأمون عباسی میرسد. وی صاحب بن عباد را مدح گفت و ن
عبدالسلاملغتنامه دهخداعبدالسلام . [ ع َ دُس ْ س َ ] (اِخ ) ابن الطیب بن محمد القادری الحسنی المغربی الفاسی ، مکنی به ابومحمد. از بزرگان شیوخ عصر خود بود و در حدود سی کتاب تألیف کرد.
قلعه ٔ عبدالسلاملغتنامه دهخداقلعه ٔ عبدالسلام . [ ق َ ع َ ی ِ ع َ دُس ْ س َ ] (اِخ ) به اندلس است . (منتهی الارب ).
قاضی عبدالسلاملغتنامه دهخداقاضی عبدالسلام . [ ع َ دُس ْ س َ ] (اِخ ) ابن عطاء الحق . از مفسران و محدثان هند است که کتاب تفسیری منظوم به نام زادالاَّخره نگاشته است که بسیار مطبوع و مقبول ا
عبدالحلیملغتنامه دهخداعبدالحلیم . [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲالنابلسی الشویکی . مردی فاضل بود وبه ادب اشتغال داشت . در الازهر به تحصیل پرداخت و درنابلس سکونت جست سپس به عکا رف
قلعه ٔ عبدالسلاملغتنامه دهخداقلعه ٔ عبدالسلام . [ ق َ ع َ ی ِ ع َ دُس ْ س َ ] (اِخ ) به اندلس است . (منتهی الارب ).
قاضی عبدالسلاملغتنامه دهخداقاضی عبدالسلام . [ ع َ دُس ْ س َ ] (اِخ ) ابن عطاء الحق . از مفسران و محدثان هند است که کتاب تفسیری منظوم به نام زادالاَّخره نگاشته است که بسیار مطبوع و مقبول ا
تکریتیلغتنامه دهخداتکریتی . [ ت َ ](اِخ ) عبدالسلام بن یحیی بن القاسم بن المفرج . متوفی بسال 675 هَ . ق . است و بنا بر قول صاحب فوات الوفیات او را تصانیفی است . (از اسماء المؤلفی
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن عبدالسلام کواری ادیب مکنی به ابوالعباس . او راست : صفوةالادب . و دیوان العرب که در حدود سال 595 هَ . ق . تألیف شده است .
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ](اِخ ) ابن عبدالسلام ملقب به شهاب الدین شافعی . متولدبه سال 847 هَ . ق . و متوفی 931. او راست : اعلام المغرور ببعض اهوال الموت و القبور. و روض ا