عبدالحسینلغتنامه دهخداعبدالحسین . [ع َ دُل ْ ح ُ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خاوه بخش دلفان شهرستان خرم آباد واقع در 15هزارگزی خاور نورآباد و هفت هزارگزی جنوبی راه اتومبیل رو خرم
عبدالحسینفرهنگ نامها(تلفظ: abdolhoseyn) (عربی) بندهی حسین ؛ (به مجاز) دوستدار و ارادتمندِ امام حسین (ع) ؛ ]این نام به لحاظ تولا و دوستی با امام حسین (ع) انتخاب میشود[؛ (در اعلام)
کلاته حاجی عبدالحسینلغتنامه دهخداکلاته حاجی عبدالحسین . [ ک َ ت ِ ع َ دُل ْ ح ُ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کرراب بخش حومه ٔ شهرستان سبزوار در دامنه و سردسیر است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران
عبدالحسنلغتنامه دهخداعبدالحسن . [ ع َ دُل ْ ح َ س َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان خیران بخش مرکزی شهرستان شوشتر. واقع در 64هزارگزی جنوب خاوری شوشتر کنار شوسه ٔ مسجدسلیمان به اهواز
عبدالحمیدلغتنامه دهخداعبدالحمید. [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن ابی الحدید.رجوع به ابن ابی الحدید و روضات الجنات ص 422 شود.
عبدالحیلغتنامه دهخداعبدالحی . [ ع َ دُل ْ ح َی ْی ] (اِخ ) ابن علی بن محمد الطالوی الحنفی الدمشقی . او را دیوان شعر و کتابی است در ادب به نام مرور الصبا و الشمول . وی به سال 1117 ه
عبدالحفیظلغتنامه دهخداعبدالحفیظ. [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن حسن بن محمد الحسنی العلوی ، مکنی به ابوالمواهب . از سلاطین دولت علویه ٔ مغرب اقصی است . وی به سال 1280 هَ . ق . در فاس م
کلاته حاجی عبدالحسینلغتنامه دهخداکلاته حاجی عبدالحسین . [ ک َ ت ِ ع َ دُل ْ ح ُ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کرراب بخش حومه ٔ شهرستان سبزوار در دامنه و سردسیر است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن عبدالحسین بن علی اصغر حائری ایروانی . رجوع به علی حائری شود.