عباسقلی خانلغتنامه دهخداعباسقلی خان . [ ع َب ْ با ق ُ ] (اِخ ) تیره ای از ایل بیرانوند است . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 67).
قلعه عباسقلیخانلغتنامه دهخداقلعه عباسقلیخان . [ ق َ ع َ ع َب ْ با ق ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نوروزآباد بخش سرخس شهرستان مشهد، واقع در 15 هزارگزی جنوب باختری سرخس و 4 هزارگزی باختر مالر
عباسعلی کندیلغتنامه دهخداعباسعلی کندی . [ ع َب ْ با ع َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل . واقع در 36 هزارگزی جنوب باختری گرمی و 20 هزارگزی راه شوسه ٔ گرمی
عباسعلی کشلغتنامه دهخداعباسعلی کش . [ ع َب ْ با ع َ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهرخواست . بخش مرکزی شهرستان ساری . واقع در 32 هزارگزی شمال باختری ساری کناردریا. واقع در دشت ، هوای
عباسقلی خانلغتنامه دهخداعباسقلی خان . [ ع َب ْ با ق ُ ] (اِخ ) تیره ای از ایل بیرانوند است . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 67).
قلعه عباسقلیخانلغتنامه دهخداقلعه عباسقلیخان . [ ق َ ع َ ع َب ْ با ق ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نوروزآباد بخش سرخس شهرستان مشهد، واقع در 15 هزارگزی جنوب باختری سرخس و 4 هزارگزی باختر مالر
نصرتلغتنامه دهخدانصرت . [ ن ُ رَ ] (اِخ ) عباسقلی خان دکنی هندی از پارسی گویان دکن است در عهد فتحعلی شاه قاجار سفری به ایران کرده ، خط خوشی داشته . او راست :ز بیم آن که دوران شا
نوروزعلی بیگلغتنامه دهخدانوروزعلی بیگ . [ ن َ ع َ ب َ ] (اِخ ) از شاعران قرن یازدهم هجری و از ایل شاملو و زرگرباشی عباسقلی خان حکمران هرات بوده است و او راست :غافل مشو که طبع سخن پیشه ش
قلیلغتنامه دهخداقلی . [ ق ُ ] (ترکی ، اِ) ترکیبی است از قل به معنی غلام + «ی » علامت اضافه : محمد قلی ، عباسقلی ، حسنقلی .