عامل بومشناختیecological factorواژههای مصوب فرهنگستانهرگونه عامل زیستمحیطی که بر موجودات زنده تأثیر میگذارد
عامل تعیینکنندهdeterminant 2واژههای مصوب فرهنگستانهر عامل یا واقعهای که بتواند در وضعیت سلامت یا دیگر ویژگیهای مشخص فرد یا جمعیت تغییراتی ایجاد کند متـ . تعیینکننده
عامل محافظprotective factorواژههای مصوب فرهنگستانهر عامل یا مواجههای که وجود آن احتمال بروز رفتار مخاطرهآمیز یا وقوع بیماری یا برآمدهای مشخص دیگری را کاهش میدهد متـ . محافظ
عاملدیکشنری عربی به فارسیعامل (عوامل) , حق العمل کار , نماينده , فاعل , سازنده , فاکتور , عامل مشترک , دسته گذار , رسيدگي کننده , مربي , نگاهدارنده , کارگر , عمله , ايجاد کننده , از کار
سیر طبیعی بیماریnatural history of diseaseواژههای مصوب فرهنگستانروند پیشرفت یک بیماری از ابتدای مواجهه با عامل یا عوامل سببساز تا بهبودی یا مرگ بیمار
پیرش شتابیافتهaccelerated agingواژههای مصوب فرهنگستانپیری زودرس یک ماده سریعتر از حالت معمول، هنگامی که تأثیر یک یا چند عامل از عوامل پیری بهصورت مصنوعی در شرایط آزمایشگاهی افزایش یافته باشد
دگرگونگیلغتنامه دهخدادگرگونگی . [ دِ گ َ گو ن َ / ن ِ ] (حامص مرکب ) (اصطلاح زمین شناسی ) عواملی که موجب تغییرات فاحش در ساختمان سنگها می شوند و آن عوامل عبارتند از گرما، نفوذ مایعا
خاقانیلغتنامه دهخداخاقانی . (اِخ ) افضل الدین بدیل ابراهیم بن علی خاقانی حقایقی شَروانی ملقب به حسان العجم یکی از بزرگترین شاعران و از فحول بلغای ایران است . لقب حسّان ُالعَجَم را