عَالِمُفرهنگ واژگان قرآندانا(علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود . )
عالمدیکشنری فارسی به انگلیسیcosmos, literate, kingdom, learned, macrocosm, savant, scholar, scientist, swami, universe, world
کبریالغتنامه دهخداکبریا. [ ک ِ ] (ع اِمص ) کبریاء. غرور. تکبر. (ناظم الاطباء) : خاقانی گدای به وصل تو کی رسدکز کبریا سلام به سلطان نمی دهد. خاقانی .چون به عزت دل نهادی ترک شروان
صغریلغتنامه دهخداصغری . [ ص ُ ] (ع ن تف ) ممال صُغری ̍ : به تیرماه بهاری شکفت حضرت راگشاده چهره تر از کارنامه ٔ مانی بزرگوارا شهرا که شهر غزنین است چه شهر عالم کبری به عالم صغری
خشک رودلغتنامه دهخداخشک رود. [ خ ُ ] (اِ مرکب ) رودخانه ٔ خشک . رودخانه ای که آب آن بند آمده است : و ایشان را [ مردم سرخس را ] یکی خشک رود است که اندر میان بازار می گذرد و به وقت آ
کیالواشیرلغتنامه دهخداکیالواشیر. [ ل َ ] (اِخ ) نصرةالدین اسپهبد ابوالمظفر کیالواشیر . از ممدوحان خاقانی است . در سخن و سخنوران آرد: از فرمانروایان طبرستان است ، محل حکمرانی و آغاز و
صغری و کبریلغتنامه دهخداصغری و کبری . [ ص ُ را وَ ک ُ را ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) دو مقدمه ٔ قضیه ای که از تألیف آن قولی (نتیجه ) بوجود می آید. چون العالم متغیرٌ و کل متغیر حادث ٌ. م