عالم روحانیلغتنامه دهخداعالم روحانی . [ ل َ م ِ ] (ترکیب وصفی ، اِمرکب ) عالم اشباح برزخی . (شرح حکمة الاشراق ص 243).
عالم نورانی روحانیلغتنامه دهخداعالم نورانی روحانی . [ ل َ م ِ ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) عالم مجردات است . (از شرح حکمة الاشراق ص 157).
عَالِمُفرهنگ واژگان قرآندانا(علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود . )
عالمدیکشنری فارسی به انگلیسیcosmos, literate, kingdom, learned, macrocosm, savant, scholar, scientist, swami, universe, world
روحانیاتلغتنامه دهخداروحانیات . [ نی یا ] (ع ص ، اِ) ج ِ روحانیة. رجوع به روحانیة شود.- عالم روحانیات ؛ عالم عقول و نفوس مجرده . (فرهنگ علوم عقلی سجادی ص 281). و رجوع به عالم روحان
ژان داماسنلغتنامه دهخداژان داماسن . [ س ِ ] (اِخ ) (قدیس ) عالم روحانی کلیسای یونانی متولد در دمشق و متوفی بعد از سال 754 م . وی با بدعت تصویرپرستی مبارزه میکرد. ذکران او ششم مارس است
عالم مثاللغتنامه دهخداعالم مثال . [ ل َ م ِ م ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) عالمی است لطیف تر نسبت به عالم اجسام و هر چه در این عالم به نظر می آید نظیر آن در عالم مثال موجود است . (از
روحانیلغتنامه دهخداروحانی . [ نی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به روح یعنی آنچه از مقوله ٔ روح و جان باشد، جایی که میگویند این چیز روحانی است بضم و فتح هر دو خوانده اند، و در لفظ روح بفتح