عَالِمُونَفرهنگ واژگان قرآندانايان(علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود . )
عَالِمُونَفرهنگ واژگان قرآندانايان(علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود . )
عالملغتنامه دهخداعالم . [ ل َ ] (ع اِ) کلیه ٔ مخلوقات . بعضی گویند آنچه در بطن فلک است و هر صنفی ازاصناف خلق . و گفته شده است که ویژه ٔ ذوی العقول است .ج ، عالَمون و علالم و عوا
عالملغتنامه دهخداعالم . [ ل ِ ] (ع ص ) خردمند. دانا. کسی که او را دانش باشد. مقابل جاهل . ج ، عُلاّم و عالمون . (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از منتهی الارب ) : چنین که کرد توا
عالمینلغتنامه دهخداعالمین . [ ل َ ] (ع اِ) ج ِ عالم (در حالت نصبی و جری ). رجوع به عالم و عالمون شود.
یاسملغتنامه دهخدایاسم . [ س ِ / س َ ] (ع اِ) یاسمن . (برهان ). یاسمین . (دهار). واحد یاسمون و یاسمین است . (منتهی الارب ). یاسمون و یاسمین . (مهذب الاسماء). جوهری گوید: بعض اعرا
علمون دبلتایملغتنامه دهخداعلمون دبلتایم . [ ] (اِخ ) (سرپوش دو قطعه ٔ انجیر) یکی از منازل بنی اسرائیل که در نزدیکی نهر ارنون بود. و امکان دارد که همان بیت دبلاتایم باشد. (قاموس کتاب مقدس