عاشوریلغتنامه دهخداعاشوری . (اِ) نام آشی که در کرمان و بعضی ولایات دیگر به نذر در روز عاشورا پزند و هر نوع حبوب در آن ریزند. (یادداشت مؤلف ).
عاشورلغتنامه دهخداعاشور. (ع اِ) عاشور و عاشوراء و عاشوری و عشوری : دهم محرم و به قولی نهم آن و مشهور آن است که عاشوراء دهم و تاسوعاء نهم محرم است . (از اقرب الموارد). رجوع به عاش
عاشورآبادلغتنامه دهخداعاشورآباد. (اِخ ) دهی است از دهستان دیلمان بخش سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان واقع در 11هزارگزی خاور دیلمان نزدیک دیارجان . ناحیه ای است کوهستانی ، سردسیر و 100
عاشورالغتنامه دهخداعاشورا. (اِخ ) روز دهم محرم و آن روزی است که حسین بن علی (ع ) شهید شد. (غیاث اللغات )(التفهیم ص 291). و رجوع به عاشور و عاشوراء شود.
عاشورلغتنامه دهخداعاشور. (ع اِ) عاشور و عاشوراء و عاشوری و عشوری : دهم محرم و به قولی نهم آن و مشهور آن است که عاشوراء دهم و تاسوعاء نهم محرم است . (از اقرب الموارد). رجوع به عاش
الیکاییواژهنامه آزادالیکایی نام ایل بزرگی است که درمناطق ورامین_گرمسار و فیروزکوه ساکنند این طایفه خود به زیرشاخه های متعددی ازقبیل شاه حسینی_قندالی_ گلینی_علیکاهی_قنبری_گیلوری_قشق
عاشوروافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآشی مرکب از گوشت و انواع حبوبات که بهصورت نذری در روز دهم محرم پخته میشود؛ شلهقلمکار؛ عاشوری.
ابن نقیبلغتنامه دهخداابن نقیب . [ اِ ن ُ ن َ ] (اِخ ) جمال الدین ابوعبداﷲ محمدبن سلیمان . اصلاً ایرانی از مردم بلخ . وی در بیت المقدس پرورش یافت و سپس چندی به مصردر مدرسه ٔ عاشوریه