عاشورلغتنامه دهخداعاشور. (ع اِ) عاشور و عاشوراء و عاشوری و عشوری : دهم محرم و به قولی نهم آن و مشهور آن است که عاشوراء دهم و تاسوعاء نهم محرم است . (از اقرب الموارد). رجوع به عاش
عاشورآبادلغتنامه دهخداعاشورآباد. (اِخ ) دهی است از دهستان دیلمان بخش سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان واقع در 11هزارگزی خاور دیلمان نزدیک دیارجان . ناحیه ای است کوهستانی ، سردسیر و 100
عاشورالغتنامه دهخداعاشورا. (اِخ ) روز دهم محرم و آن روزی است که حسین بن علی (ع ) شهید شد. (غیاث اللغات )(التفهیم ص 291). و رجوع به عاشور و عاشوراء شود.
عاشوروندلغتنامه دهخداعاشوروند. [ وَ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ کیومرسی ایل چهارلنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 76).
عاشوریلغتنامه دهخداعاشوری . (اِ) نام آشی که در کرمان و بعضی ولایات دیگر به نذر در روز عاشورا پزند و هر نوع حبوب در آن ریزند. (یادداشت مؤلف ).
عاشورالغتنامه دهخداعاشورا. (اِخ ) روز دهم محرم و آن روزی است که حسین بن علی (ع ) شهید شد. (غیاث اللغات )(التفهیم ص 291). و رجوع به عاشور و عاشوراء شود.
عاشورآبادلغتنامه دهخداعاشورآباد. (اِخ ) دهی است از دهستان دیلمان بخش سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان واقع در 11هزارگزی خاور دیلمان نزدیک دیارجان . ناحیه ای است کوهستانی ، سردسیر و 100