عارفیلغتنامه دهخداعارفی . [ رِ ] (اِخ ) مولا محمود عارفی هم عصر خاقانی و ملقب به سلمان ثانی است وفات او در حدود سال 840 هَ . ق . در هرات اتفاق افتاد. دیوان غزلیاتش مشهور است . و
فخرآباد عارفیلغتنامه دهخدافخرآباد عارفی . [ ف َ دِ رِ ] (اِخ ) ده کوچکی است ازدهستان بهنام وسط بخش ورامین شهرستان تهران که دارای 42 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
حسن تاج العارفینلغتنامه دهخداحسن تاج العارفین . [ ح َ س َ ن ِ جُل ْ رِ ] (اِخ ) ابن عدی بن ابوالبرکات مسافر کرد، برادر شیخ عدی بود که در 644 هَ . ق . در قلعه ٔ موصل خفه گردید. او راست : «ال
تاج العارفینلغتنامه دهخداتاج العارفین . [ جُل ْ رِ ] (اِخ ) (سید...) ابن عبدالقادربن احمدبن سلیمان دمشقی . در نامه ٔ دانشوران در ترجمه ٔ احوال وی آمده : سید تاج العارفین پسر عبدالقادر..
تاج العارفینلغتنامه دهخداتاج العارفین . [ جُل ْ رِ ] (اِخ ) (سید...) دمشقی رجوع به تاج العارفین ابن عبدالقادر ... شود.
تاج العارفینلغتنامه دهخداتاج العارفین . [جُل ْ رِ ] (اِخ ) ابن محمدبن امین الدین . مؤلف سلافة العصر آرد: دریای بیکران علم است و وادی بی پایان فضل در علم و دانش مقامی بلند یافت و عرفان
فخرآباد عارفیلغتنامه دهخدافخرآباد عارفی . [ ف َ دِ رِ ] (اِخ ) ده کوچکی است ازدهستان بهنام وسط بخش ورامین شهرستان تهران که دارای 42 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
شیخ خرقانواژهنامه آزادخَرقانی عارفی بزرگ که در دهستان قلعه نو خرقان در 30 کیلومتری شهرستان شاهرود آرمیده است. ولی خود خرقان به معنی خرقه پوش است
حسن تاج العارفینلغتنامه دهخداحسن تاج العارفین . [ ح َ س َ ن ِ جُل ْ رِ ] (اِخ ) ابن عدی بن ابوالبرکات مسافر کرد، برادر شیخ عدی بود که در 644 هَ . ق . در قلعه ٔ موصل خفه گردید. او راست : «ال
تاج العارفینلغتنامه دهخداتاج العارفین . [ جُل ْ رِ ] (اِخ ) (سید...) ابن عبدالقادربن احمدبن سلیمان دمشقی . در نامه ٔ دانشوران در ترجمه ٔ احوال وی آمده : سید تاج العارفین پسر عبدالقادر..
تاج العارفینلغتنامه دهخداتاج العارفین . [ جُل ْ رِ ] (اِخ ) (سید...) دمشقی رجوع به تاج العارفین ابن عبدالقادر ... شود.