عارفانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. بهروش عارفان؛ عارفوار؛ عارفمانند؛ مانند عارفان.۲. (صفت) دارای مفاهیم و مضامین عرفانی.
قصر عارفانلغتنامه دهخداقصر عارفان . [ ق َ رِ رِ ] (اِخ ) دیهی بر یک فرسنگی شهر بخارا بوده ، و ابتدا قصر هندوان نام داشته است : از قصر عارفان به طرف شهر بخارا میرفتند. (انیس الطالبین ص