عارلغتنامه دهخداعار. (ع اِ) عیب و ننگ . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (غیاث اللغات ) : تا قیامت آن عار از خاندان ما دور نشود. (تاریخ بیهقی ص 129). || فضیحت و هر چه در آن عیب لا
اعرلغتنامه دهخدااعر. [ اَ ع َرر ] (ع ص ) خردکوهان یا بی کوهان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شتر بی کوهان و خردکوهان . (آنندراج ). خردکوهان . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زو
آآرلغتنامه دهخداآآر. (اِخ ) رودخانه ای است در سویس که از گردنه ٔ «گِرمَسل » سرچشمه گیرد و «برن » و «سُلور» را آبیاری کند و با «روس » و «لیما» و «تی یِل » یکی شده به رود رَن ریز