عاجیلغتنامه دهخداعاجی . (ص نسبی ) چیزی که از عاج ساخته شده باشد. (آنندراج ). چیزها که از عاج سازند. رجوع به عاج شود.
حجر عاجیلغتنامه دهخداحجر عاجی . [ ح َ ج َ رِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سنگ جراحت نیز خوانند، رفتن خون بازدارد. (نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی ). و این همان حجر اعرابی و حجر العاج است که
حجر عاجیلغتنامه دهخداحجر عاجی . [ ح َ ج َ رِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سنگ جراحت نیز خوانند، رفتن خون بازدارد. (نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی ). و این همان حجر اعرابی و حجر العاج است که
ژتنلغتنامه دهخداژتن . [ ژِ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) قطعه ٔ عاجین یا فلزین یا کائوچوکی و غیره که بجای پول در قمارها یا کافه ها بکار دارند.
پیلستگینلغتنامه دهخداپیلستگین . [ ل َ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب به پیلسته . عاجین . چیز ساخته از پیلسته و عاج . (فرهنگ نظام ) : یکی پیلستگین منبر مجره زده گردش نُقَط در آب روین . منوچهر
ده نولغتنامه دهخداده نو. [ دِه ْ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جلگه افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان . واقع در 8هزارگزی جنوب باختری قصبه ٔ اسدآباد کنار راه اتومبیل رو فرعی اسدآبا