عابرلغتنامه دهخداعابر. [ ب َ ] (اِخ ) ابن شالخ بن ارفخشدبن سام بن نوح . (آنندراج ) (منتهی الارب ). در لباب الانساب عابربن ارفخشدبن سام بن نوح ، ضبط شده است .
عابرلغتنامه دهخداعابر. [ ب ِ ] (ع ص ) عبورکننده و راه گذرنده . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ).- عابر سبیل ؛ راه گذر. مسافر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به همین ترک
اعبرلغتنامه دهخدااعبر. [ اَ ب َ ] (ع ن تف ) عالم تر به تعبیر رؤیا. (یادداشت مؤلف ). آن که به تعبیر خواب داناتر باشد: قال محمدبن سیرین : «کان ابوبکراعبر هذه الامة بعدالنبی (ص )