اعادهفرهنگ انتشارات معین(اِ دِ) [ ع . اعادة ] 1 - (مص م .) بازگفتن ، از سر گرفتن . 2 - بازگردانیدن . 3 - (اِمص .) برگشت .
اعادهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. بازگردانیدن؛ برگردانیدن؛ چیزی را به جای خود بازگردانیدن.۲. از سر گرفتن.۳. دوباره گفتن سخن؛ تکرار.
عائدةلغتنامه دهخداعائدة. [ ءِ دَ ] (ع ص ) مؤنث عائد. (منتهی الارب ) : در عبادت رفتن تو فائده فائده ٔ آن باز با توعاده . مولوی .ورجوع به عائد شود. || (اِمص ) نیکی . (منتهی الارب
عائشه ٔ لب جویلغتنامه دهخداعائشه ٔ لب جوی . [ ءِ ش َ ی ِ ل َ ب ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) پرنده ای است که آن را به عربی صَعوة میگویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
عائدةلغتنامه دهخداعائدة. [ ءِ دَ ] (ع ص ) مؤنث عائد. (منتهی الارب ) : در عبادت رفتن تو فائده فائده ٔ آن باز با توعاده . مولوی .ورجوع به عائد شود. || (اِمص ) نیکی . (منتهی الارب
عوایدفرهنگ انتشارات معین(عَ یِ) [ ع . عوائد ] (اِ.) جِ عائده ؛ 1 - در - آمدها، مداخل . 2 - فواید، منافع .
عوائدلغتنامه دهخداعوائد. [ ع َ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عائدة. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به عائدة و عواید شود. بازگردندگان . || صله ها ومهربانی ها. || سودها