ظَّالِمِفرهنگ واژگان قرآنستمگر(ظلم عبارت از رفتاري است ناشايسته و نا بجا در قبال چيزي يا کسي ،يا قرار دادن چيزي در غير از جايي که شايسته آن است . لذا نافرماني خداي سبحان را از جهت اينکه
ظالمفرهنگ مترادف و متضادبیدادگر، بیرحم، جابر، جبار، جفاپیشه، جفاکار، ستمکار، ستمگر، سختدل، سرپنجه، سفاک، شریر، شقی، متعدی، مردمآزار ≠ دادگر
ظالمدیکشنری فارسی به انگلیسیbarbarian, atrociousness, barbaric, barbarous, cruel, fell, ferocious, heavy-handed, inclemency, inclement, inhuman, iniquitous, merciless, oppressive, pitiless
ظالملغتنامه دهخداظالم . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن دُنیر. نام پدر ماریه مادر عبداﷲ و مجاشع و سدوس پسران دارم بن مالک بن حنظله است .
ظالملغتنامه دهخداظالم . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن سراق یا مراق یا سارق بن ابی صفرة، یا مراق بن صبح کندی بالولاء، مکنی به ابی صفرة. یکی از تابعین که مهالبه به وی منسوبند . رجوع به تاج ا