ظَلْتَفرهنگ واژگان قرآندائماً بودي (از افعال ناقصه است که معني اش با عبارت بعدش کامل مي گردد.در عبارت "ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاکِفاً "همواره ملازمش بودي )
ظَلَّتْفرهنگ واژگان قرآندائماً بود (در عبارت "فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ "کلمه ظلت از ظل است که يکي از افعال ناقصه بوده که اسم و خبر ميگيرد و در اينجا اسمش کلمه اعناقهم و
ظَلَّتْفرهنگ واژگان قرآندائماً بود (در عبارت "فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ "کلمه ظلت از ظل است که يکي از افعال ناقصه بوده که اسم و خبر ميگيرد و در اينجا اسمش کلمه اعناقهم و
غدباءلغتنامه دهخداغدباء. [ غ َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). غدباء نام ناحیه ای است : ظلت بغدباء بیوم ذی وهج . (از تاج العروس ).
ظلالةلغتنامه دهخداظلالة. [ ظَ ل َ ] (ع اِ) ابر که سایه ٔ آن را بر زمین بینی ، یا ابر که تنهانماید. || کالبد. || دامت ظلالةالظل بالکسر و ظُلّتُه بالضّم ؛ أی ما یستظل به من شجر أ
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن علی المادرائی الکاتب .ابوعبیداﷲ محمدبن عمران مرزبانی در موشح (ص 350) آردکه احمدبن محمد کاتب مرا حدیث کرد که علی بن عبداﷲبن المسیب او
لیلیلغتنامه دهخدالیلی . [ ل َ لا ] (اِخ ) بنت نضربن الحارث بن کلدة. از شاعرات عرب است . صاحب عقد الفرید آرد: من قدر الشعر و موقعه فی النفع و الضر ان لیلی بنت النضربن الحرث بن کل