وسیلهای مقعر و فرورفته که برای پختن و خوردن غذا و نگهداری برخی چیزها کاربرد دارد، مانند بشقاب، لیوان، قابلمه، و ماهیتابه.
〈 ظرف زمان: (ادبی) در دستور زبان، اسمی که دلالت بر زمان وقوع چیزی میکند؛ اسم زمان.
〈 ظرف مکان: (ادبی) در دستور زبان، اسمی که دلالت بر مکان وقوع و استقرار چیزی میکند؛ اسم مکان.
〈 ظرف لعابدار: ظرفی که آن را لعاب داده باشند.
آوند
۱. کاسه
۲. آوند، بشقاب
۳. درخلال، درطی
barrel, bath, container, matter, receptacle, utensil, vessel