۱. مربوط به ظاهر.
۲. نمایان؛ هویدا.
۳. ویژگی کسی که بیشتر به ظاهر امور اهمیت میدهد.
رویه ا
۱. صوری، قشری
۲. بیرونی، داخلی، سطحی
۳. ظاهربین
۴. ظاهرگرا، قشرگرا ≠ باطنی،
۵. درونی
apparent, external, mock, nominal, ostensible, outward, personal, pretended, quasi, seeming, shoddy, superficial, surface, token