ظَالِمُونَفرهنگ واژگان قرآنستمگران(ظلم عبارت از رفتاري است ناشايسته و نا بجا در قبال چيزي يا کسي ، لذا نافرماني خداي سبحان را از جهت اينکه مستحق عبادت و اطاعت است و همچنين مخالفت تکليف را
ظَّالِمِفرهنگ واژگان قرآنستمگر(ظلم عبارت از رفتاري است ناشايسته و نا بجا در قبال چيزي يا کسي ،يا قرار دادن چيزي در غير از جايي که شايسته آن است . لذا نافرماني خداي سبحان را از جهت اينکه
بیداد و دادلغتنامه دهخدابیداد و داد. [ دُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) ظلم و انصاف . جور و عدل : سر آمد کنون کار بیداد و دادسخنهای بی بر مکن هیچ یاد. فردوسی . || ظالم و عادل : مهان را ز ه
عمرولغتنامه دهخداعمرو. [ ع َم ْرْ ] (اِخ ) ابن ابرهة ذی المنار. از تبابعه ٔ یمن . و از آنجا که او مردی ظالم و ستمگر بود به ذوالاذعار ملقب گشت . رجوع به ذوالاذعار و مآخذ ذیل شود:
زورلغتنامه دهخدازور. (اِخ ) نام پسر ضحاک ظالم و شهری ساخته بنام خود که به شهر زور معروف است و در این اوقات جزو کردستان است . وفات اسکندر رومی در آن شهر بوده ، نعشش را به اسکندر