طینیلغتنامه دهخداطینی . [ نی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب بفروشنده ٔگِل ِ شور که مردم آن را میخورند. (انساب سمعانی ).
تینیلغتنامه دهخداتینی . (ص نسبی ) انجیری . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || رنگی از رنگهای بول که به رنگ آب انجیر ماند. (مفاتیح از یادداشت ایضاً). || نوع سوم از انواع جرب العین . ص
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) المصری الطینی الوراق . او راست : کتاب مناهج الفکر و مباهج العبر. وفات وی در سال 718 هَ . ق . بود.
پاک نهادیلغتنامه دهخداپاک نهادی . [ ن َ / ن ِ ] (حامص مرکب ) پاک فطرتی . پاکدرونی . پاک طینیت . پاک سرشتی .
ندیدلغتنامه دهخداندید. [ ن َ ] (ع اِ) مانند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (دهار). همتا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ) (مهذب الاسماء). ند. (
حطینیلغتنامه دهخداحطینی . [ ح ِطْ طی نی ی ] (ع اِ) نوعی ماهی که از دریاچه ٔ نزدیک حطین مصر صید کنند.
قسطنطینیلغتنامه دهخداقسطنطینی . [ ق ُ طَ طی نی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قسطنطنیه که یکی از بزرگترین شهرهای روم است . (اللباب ). رجوع به قسطنطنیه شود. (ذیل المنجد).