طوفانیفرهنگ مترادف و متضاد۱. بادخیز، طوفانزا، طوفانخیز ۲. توفنده، متلاطم ۳. موجخیز، پرموج، مواج ≠ آرام ۴. آشوبناک، بحرانزده، پرتلاطم، توفانزده ۵. ناآرام، مشوش، منقلب، بحرانی ≠ آرام
توفانیدیکشنری فارسی به انگلیسیangry, gusty, rough, rugged, squally, surly, tempestuous, turbulent, wild, windy, stormy
طُّوفَانَفرهنگ واژگان قرآنطوفان (هر حادثهاي است که انسان را احاطه کند ، و ليکن بيشتر متعارف شده که در آب بسيار زياد استعمال شود . و در مجمع البحرين ميگويد : اين کلمه به معناي سيلي است که
طوفانفرهنگ مترادف و متضاد۱. توفان، بادوبوران، تندباد، کولاک ≠ نسیم ۲. غوغا، هیاهو، سروصدا ۳. سیل، سیلاب ۴. بلا، مصیبت ۵. کار فوقالعاده، شاهکار
طوفان کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. طوفان بهپا کردن، غوغا کردن، قیامت کردن، شاهکار کردن ۲. کاری خارقالعاده انجام دادن