طورفرهنگ مترادف و متضاد۱. گونه، شکل، جور، شق، طریق، قسم، نحو، نهج، وجه ۲. رسم، روال ۳. طریقه، شیوه، روش، متد، سبک ۴. حالت، حال، چگونگی، کیفیت، هیئت
طورلغتنامه دهخداطور. (اِخ ) کوهی که موسی بر آن بمناجات شد. نام کوهی که موسی علیه السلام بر آن بمناجات شدی . طور سیناء در شبه جزیره ٔ سیناء . رجوع به طور سینا شود : هرکه در مصر
تورلغتنامه دهخداتور. (ص ، اِ) گیاهی باشد ترش مزه که آن را در آش ها کنند. (برهان ). گیاهی است ترش مزه ، که آن را ترشه نیز گویند و در آشها کنند. (فرهنگ رشیدی ) (از فرهنگ جهانگیری
تورفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پارچهای لطیف از نخ یا جنس دیگر با سوراخهای ریز که برای پرده یا چیز دیگر به کار میرود.۲. وسیلهای برای به دام انداختن پرندگان یا صید ماهی که از نخ ضخیم یا
طُّورِفرهنگ واژگان قرآنکوه (طور به معناي مطلق کوه است ، و هر کوهي را طور ميگويند ، و ليکن استعمالش در آن کوهي که موسي (عليهالسلام) با خداي تعالي سخن گفت غلبه يافته ، و در آيه مورد بحث
طور زیتالغتنامه دهخداطور زیتا. [ رِ زَ ] (اِخ ) کوهی است نزدیک رأس عین نزدیک پل خابور و بر فراز آن درخت زیتونی است که از باران آب خورد و بدین جهت آن کوه را طور زیتا نامیده اند... و
طور سینالغتنامه دهخداطور سینا. [ رِ ] (اِخ ) کوهی که موسی علیه السلام بدان بمناجات شد. نام کوهی که موسی بر آن با خدای تعالی بمناجات شدی . رجوع به طور شود : بازآمدند و گفتند آن امتان
طُّورِفرهنگ واژگان قرآنکوه (طور به معناي مطلق کوه است ، و هر کوهي را طور ميگويند ، و ليکن استعمالش در آن کوهي که موسي (عليهالسلام) با خداي تعالي سخن گفت غلبه يافته ، و در آيه مورد بحث
طور زیتالغتنامه دهخداطور زیتا. [ رِ زَ ] (اِخ ) کوهی است نزدیک رأس عین نزدیک پل خابور و بر فراز آن درخت زیتونی است که از باران آب خورد و بدین جهت آن کوه را طور زیتا نامیده اند... و
طور سینالغتنامه دهخداطور سینا. [ رِ ] (اِخ ) کوهی که موسی علیه السلام بدان بمناجات شد. نام کوهی که موسی بر آن با خدای تعالی بمناجات شدی . رجوع به طور شود : بازآمدند و گفتند آن امتان