طوافلغتنامه دهخداطواف . [ طَوْ وا ] (ع ص ) خادم که بنرمی و عنایت خدمت کند. (منتهی الارب ). خادم که بمهربانی خدمت کند. || بسیار طوف کننده . (منتخب اللغات ). طوف زن : زهی هوا را ط
طَوَّافُونَفرهنگ واژگان قرآنبسيار دور زنندگان - بسیار طواف کنندگان(معناي طواف کردن ، دور چيزي گردش کردن است ، که از يک نقطه نسبت به آن چيز شروع شود و به همان نقطه برگردد)
يُطَافُ عَلَيْهِم بِـفرهنگ واژگان قرآنگرداگردشان مىگردانند - دورشان طواف می دهند (معناي طواف کردن ، دور چيزي گردش کردن است ، که از يک نقطه نسبت به آن چيز شروع شود و به همان نقطه برگردد)
يَطُوفُ عَلَيْهِمْفرهنگ واژگان قرآنپیرامونشان می گردند - دورشان طواف می کنند (معناي طواف کردن ، دور چيزي گردش کردن است ، که از يک نقطه نسبت به آن چيز شروع شود و به همان نقطه برگردد)
يَطُوفُونَفرهنگ واژگان قرآنرفت و آمد مىكنند - طواف مي کنند (معناي طواف کردن ، دور چيزي گردش کردن است ، که از يک نقطه نسبت به آن چيز شروع شود و به همان نقطه برگردد)