طهرانلغتنامه دهخداطهران . [ طِ ] (اِخ ) دهیست به اصفهان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). از قراء اصفهانست و جماعتی از محدثان از آنجا برخاسته اند. (معجم البلدان ). در مشرق فریدن واقع
طهرانلغتنامه دهخداطهران . [ طِ ] (اِخ ) دهیست به ری . (منتهی الارب ) (آنندراج ). یاقوت در معجم البلدان آورده که :از مردی اهل ری که محل وثوق و اعتماد بود، شنیدم که : طهران دیهی اس
تهرانلغتنامه دهخداتهران . [ ت ِ ] (اِخ ) طهران .مرکز استان مرکزی و پایتخت کشور ایران است . استان تهران یا استان مرکزی که در مهرماه 1326 هَ . ش . تأسیس گردید هم اکنون شامل شهرهای
طهرانی رازیلغتنامه دهخداطهرانی رازی . [ طِ ی ِ ] (اِخ )قفطی در اخبار الحکما گوید: «کتاب المسائل قصرانی منجم را بخط طهرانی رازی خود دیده ام ». (قفطی ص 265).
طهرانیلغتنامه دهخداطهرانی . [ طِ ] (اِخ ) رجوع به محمدتقی بن عبدالرحیم الطهرانی الرازی در الاعلام زرکلی ج 2 ص 874 شود.
طهرانیلغتنامه دهخداطهرانی . [ طِ ] (اِخ ) رجوع به محمدحسین بن عبدالرحیم الطهرانی الرازی در الاعلام زرکلی ج 2 ص 891 شود.
طهرانیلغتنامه دهخداطهرانی . [ طِ ] (ص نسبی ) منسوب به طهران ، خواه طهران اصفهان و خواه طهران ری ، و شهرت به این نسبت در مورد طهران ری بیشتر از طهران اصفهانست . (سمعانی ). و رجوع ب
چارباغ طهرانلغتنامه دهخداچارباغ طهران . [ غ ِ طِ ] (اِخ ) این چهار باغ در محلی بوده که حالا ارگ سلطنتی و عمارات دیوانی است و بعضی درختهای چنار کهن که الاَّن در عمارات مبارکات است دلیل ا
طهرانیلغتنامه دهخداطهرانی . [ طِ ] (ص نسبی ) منسوب به طهران ، خواه طهران اصفهان و خواه طهران ری ، و شهرت به این نسبت در مورد طهران ری بیشتر از طهران اصفهانست . (سمعانی ). و رجوع ب
طهرانی رازیلغتنامه دهخداطهرانی رازی . [ طِ ی ِ ] (اِخ )قفطی در اخبار الحکما گوید: «کتاب المسائل قصرانی منجم را بخط طهرانی رازی خود دیده ام ». (قفطی ص 265).
طهرانیلغتنامه دهخداطهرانی . [ طِ ] (اِخ ) رجوع به محمدتقی بن عبدالرحیم الطهرانی الرازی در الاعلام زرکلی ج 2 ص 874 شود.
طهرانیلغتنامه دهخداطهرانی . [ طِ ] (اِخ ) رجوع به محمدحسین بن عبدالرحیم الطهرانی الرازی در الاعلام زرکلی ج 2 ص 891 شود.
چارباغ طهرانلغتنامه دهخداچارباغ طهران . [ غ ِ طِ ] (اِخ ) این چهار باغ در محلی بوده که حالا ارگ سلطنتی و عمارات دیوانی است و بعضی درختهای چنار کهن که الاَّن در عمارات مبارکات است دلیل ا