طهلغتنامه دهخداطه . [طا ها ] (اِخ ) (افندی ) انور. وی صرّاف محکمه ٔ ملّی اسکندریه بود. او راست مختصری لطیف و تألیفی عالی در قواعد چهار عمل اصلی علم حساب برای دبستانهای ملی ،و
طهلغتنامه دهخداطه . [ طا ها ] (اِخ ) ابن ابراهیم الاربلی . صاحب فوات الوفیات در ذیل نام وی به ایراد دو بیت ازاشعار او بسنده کرده و گوید «من شعره » : دع النجوم لطرقی یعیش بهاو
طهلغتنامه دهخداطه . [ طا ها ] (اِخ ) ابن محمد البیقونی . رجوع به «عمر» (الشیخ طه البیقونی ) در معجم المطبوعات ج 2 ستون 1223 شود.
طهلغتنامه دهخداطه . [ طا ها ] (اِخ ) الاسکندری . وی آموزگار علوم عربی در مدرسه ٔ خلیل آغا درقاهره ٔ مصر و از خدام مقام حضرت ابراهیم علیه السلام واقع در مصر بوده است . او راست
طهلغتنامه دهخداطه . [ طا ها ] (اِخ ) نام سوره ٔ بیستم از قرآن کریم . شماره ٔ آیات آن یکصدوسی وپنج و نزول آن در مکه ٔ معظمه است و قبل از سوره ٔ انبیاء و پس از سوره ٔ مریم واقع
تهلغتنامه دهخداته . [ ت ِه ْ/ ت ِ هَِ ] (ع اِ اشاره ) مانند ذِه و یا ذِه ِ کلمه ٔاشاره به مؤنث است ؛ یعنی این زن . (ناظم الاطباء).
تهلغتنامه دهخداته . [ ت ُه ْ ] (اِ) تفو را گویند که آب دهن است و آب دهن انداختن را هم گفته اند. (برهان ) (از آنندراج ). تف و آب دهن . (ناظم الاطباء). رجوع به تف و تفو شود.
تهفرهنگ مترادف و متضاد۱. بن، بیخ، ریشه ۲. پس ۳. بنیاد ۴. ژرفنا، عمق، قعر ۵. آخر، انتها، پایین، زیر، منتهاالیه ≠ رو، سر
طه حسینلغتنامه دهخداطه حسین . [ طا ها ح ُس َ ] (اِخ ) (دکتر) در 14 نوامبر 1889 م . در ماقاقا (مصر علیا) متولد شده است . در سن سه سالگی به بیماری تورّم چشم مبتلا گردیده و نابینا گشت
طهر اﷲ رمسهلغتنامه دهخداطهر اﷲ رمسه . [ طَهَْ هََ رَل ْ لا هَُ رَ س َه ْ ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) خدا پاکیزه گرداند خاک گور وی را. دعائیست که هنگام یاد کردن مردی مرده بر زبان آرند و
طهماسبلغتنامه دهخداطهماسب . [ طَ ] (اِخ ) تهماسپ . نام یکی از پادشاهان ایران بوده است . گویند هفت سال خراج تمام ایران رابخشید و پنجاه سال پادشاهی کرد. (برهان قاطع). طهماسب پدر «زو
طهمانلغتنامه دهخداطهمان . [ طَ ] (اِخ ) مولی سعیدبن العاص . صحابی است ، یا طهمان ذکوان و ابراهیم بن طهمان که هر دو از ائمه ٔ اسلامند بر اختلاف اقوال . (منتهی الارب ). در الاصابه
طه حسینلغتنامه دهخداطه حسین . [ طا ها ح ُس َ ] (اِخ ) (دکتر) در 14 نوامبر 1889 م . در ماقاقا (مصر علیا) متولد شده است . در سن سه سالگی به بیماری تورّم چشم مبتلا گردیده و نابینا گشت
طهر اﷲ رمسهلغتنامه دهخداطهر اﷲ رمسه . [ طَهَْ هََ رَل ْ لا هَُ رَ س َه ْ ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) خدا پاکیزه گرداند خاک گور وی را. دعائیست که هنگام یاد کردن مردی مرده بر زبان آرند و
طهیاءلغتنامه دهخداطهیاء. [ طَهَْ ] (ع اِ) کَس . ناس : ماادری ای الطهیاء هو؛ ای ای ّ الناس . (منتهی الارب ).
طهولغتنامه دهخداطهو. [ طَهَْ وْ / طُ هَُ وو ] (ع مص ) گوشت پختن . (منتهی الارب ). بریان کردن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ).