26 فرهنگ

1103 مدخل


۱. آزمند شدن، آزور شدن، آزمندی کردن، آزور بودن، حرصورزیدن، حریص شدن ≠ طمع بریدن، طمعبردن، طمع بستن
۲. امید داشتن، انتظار داشتن، توقع داشتن، امید بستن