طلیطلةلغتنامه دهخداطلیطلة. [ طُ ل َ طُ ل َ / طُ ل َ طَل َ ] (اِخ ) شهری است (دراندلس ) بر بر کوه ، و رود تاجه از گرد وی برآید. (حدود العالم ). و از آن تا قرطبه هفت روز راه بوده اس
طلاطلةلغتنامه دهخداطلاطلة. [ طُ طِ ل َ ] (اِخ ) پدر مالک یکی از مستهزئان نبی صلی اﷲ علیه و سلم . (منتهی الارب ).
طلاطلةلغتنامه دهخداطلاطلة. [ طُ طِ ل َ ] (ع اِ) بیماری سخت عاجزکن اطباء. || بلا. گویند: رماه ُ اﷲ بالطلاطة؛ ای الداء العضال . داهیه . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). طلطلة. طلطل .
طلیطلیلغتنامه دهخداطلیطلی . [ طُ ل َ طَ لی ی ] (اِخ ) ابوعبداﷲ. وی کتاب مسلم بن حجاج را روایت کرده و روز چهارشنبه 12 صفرسال 458 هَ . ق . درگذشته است . (از معجم البلدان ).
اریلیهلغتنامه دهخدااریلیه . [ اَ لی َ ](اِخ ) حصنی است بین سُرِتَّه و طُلَیطلة از اعمال اندلس ، و فاصله ٔ آن با هر یک از این دو شهر ده فرسنگ است و فرانکها بسال 533 هَ . ق . بر آنج
جنان الورودلغتنامه دهخداجنان الورود. [ ج ِ نُل ْ وَ ](اِخ ) از توابع طلیطله است در اندلس . گویند کهف و رقیم مذکور در قرآن کریم بدانجاست . (معجم البلدان ).
ذوالنونلغتنامه دهخداذوالنون . [ ذُن ْ نو ] (اِخ ) (بنی ...) سلسله ای از امرای طلیطله . از 427 - 478هَ . ق . نخستین کس از این خاندان اسماعیل الظافربن عبدالرحمن بن عامربن مطرف بن ذوا