طلوعفرهنگ مترادف و متضاد۱. برآمدن، دمیدن، ≠ غروب کردن ۲. طلعت ۳. پیدایش، پیدایی، ۴. ظهور ≠ غروب، زوال، افول
طلوعلغتنامه دهخداطلوع . [ طُ ] (ع مص ) برآمدن آفتاب و مانند آن . (زوزنی ) (منتخب اللغات ) (تاج المصادر). دمیدن . سر برزدن . طالع شدن .برآمدن . برآمدن آفتاب و ماه و ستاره . مقابل
تلوعلغتنامه دهخداتلوع . [ ت ُ ] (ع مص ) بلند برآمدن روز. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). || منبسطگردیدن چاشتگاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از ذیل ا
طلوع کردنلغتنامه دهخداطلوع کردن . [ طُ ک َ دَ ] (مص مرکب )برآمدن آفتاب و ماه و ستاره . سر برزدن . برآمدن آفتاب و مانند آن . طلوع . رجوع به طلوع شود : و صبح ملت حق بر آن نواحی طلوع کر